باباجی؛ روایت یک میراث
بعضی نامها فقط یک اسم نیستند؛
تکهای از تاریخاند.
در شهر یزد، وقتی از «باباجی» سخن میگویند، منظور تنها یک پیرمرد نیست. باباجی لقبی است برای مردانی که عمر خود را با شرافت زندگی کردهاند؛ مردانی که اعتبارشان را نه از ثروت، بلکه از خوشنامی به دست آوردهاند. انسانهایی که مردم به صداقتشان اعتماد داشتند، به ایمانشان احترام میگذاشتند و حضورشان آرامشبخش محفل خانواده و همسایهها بود.
باباجیها همان پدربزرگهایی بودند که دستانشان بوی کار میداد، جیبشان پر از شیرینی و آجیل بود و نگاهشان پر از مهربانی.
داستان ما از یکی از همین باباجیها آغاز شد.
مرحوم حاج حسن کمالیان.
کاسب خوشنام محله اکبرآباد یزد، خادم مسجد کاجی و مردی که بخش مهمی از زندگی خود را وقف خدمت به مردم کرده بود.
در آن روزها مسجد فقط محل عبادت نبود؛ قلب تپنده محله بود. جایی که مردم برای شادیها و غمهایشان گرد هم میآمدند. حاج حسن، کلیددار مسجد بود و بسیاری از مسئولیتهای آن، از آمادهسازی مراسمها گرفته تا پذیرایی از مهمانان، بر عهده او قرار داشت.
اما در میان تمام کارهایی که انجام میداد، یک هنر را بیش از هر چیز دوست داشت؛
پختن قهوه یزدی.
او ساعتها برای آماده کردن قهوه وقت میگذاشت. با حوصله، دقت و عشقی که فقط نسل قدیم آن را میشناخت.
برای او قهوه صرفاً یک نوشیدنی نبود؛ بخشی از فرهنگ یزد بود. بخشی از هویت مردمی که قرنها با این طعم زندگی کرده بودند.
هنوز صدای او در گوش خانواده باقی مانده است که با لهجه شیرین یزدی رو به همسرش، حاجیه عصمت درستکار یزدی، میگفت:
«مگما حاجی عصمت، این قهوه یزدی که عقه گف و کار داره، کاش مشد نگه داری ظهرها که از در دکون میام خونه بخورم...»
شاید آن روزها هیچکس تصور نمیکرد همین علاقه ساده روزی الهامبخش شکلگیری یک برند شود.
سالها گذشت.
نسلها تغییر کردند.
اما عطر قهوههایی که در خانه و مسجد پیچیده بود، در ذهن و خاطره خانواده باقی ماند.
من، حمید باباجی، نوه دختری حاج حسن کمالیان، از سال ۱۳۹۷ وارد صنعت قهوه شدم. هرچه بیشتر با دنیای قهوه آشنا میشدم، بیشتر متوجه یک حقیقت میشدم:
جهان هزاران نوع قهوه را میشناسد، اما هنوز بسیاری از مردم حتی نام قهوه یزدی را نشنیدهاند.
همین موضوع به رؤیای زندگی من تبدیل شد.
رؤیایی که ساده به نظر میرسید اما تحقق آن سالها تلاش، تحقیق، شکست، آزمون و صبوری میخواست.
میخواستم قهوه یزدی را از مرزهای شهر و کشور عبور دهم؛
میخواستم مردم سراسر جهان بتوانند طعم اصیل این میراث چندصد ساله را تجربه کنند.
اما یک چالش بزرگ وجود داشت.
قهوه یزدی سنتی برای تهیه شدن به زمان نیاز داشت و برای مصرف روزمره و جهانی مناسب نبود.
بنابراین تصمیم گرفتم راهی پیدا کنم تا اصالت قهوه یزدی حفظ شود و در عین حال بتوان آن را به صورت فوری و مدرن در اختیار مردم قرار داد.
این مسیر بیش از هفت سال تحقیق، توسعه، آزمایش و سرمایهگذاری مداوم را طلب کرد.
در این راه از حمایت خانواده، دوستان و همراهان ارزشمندم بهره بردم؛ بهویژه جناب مهندس مهدی مرادی که نقش مهمی در این مسیر داشتند.
سرانجام با لطف خداوند، آن رؤیا به واقعیت تبدیل شد.
ما موفق شدیم پودر فوری قهوه یزدی باباجی را تولید کنیم؛ محصولی که تلاش میکند همان عطر، طعم و هویت قهوه سنتی یزد را در قالبی مدرن و مطابق با استانداردهای جهانی ارائه دهد.
امروز در مجموعه باباجی، بهترین دانههای قهوه عربیکا و روبوستا از مزارع مختلف جهان انتخاب و پس از آزمایشهای دقیق کیفی فرآوری میشوند.
دانهها پس از پاکسازی و سورتینگ تخصصی، با تجهیزات پیشرفته رست میشوند و سپس وارد مرحله آسیاب و عصارهگیری میگردند.
اما آنچه باباجی را متفاوت میکند، فناوری نیست.
روحی است که در این محصول جریان دارد.
قهوه در مجموعه ما همچنان با الهام از روش سنتی یزد دمآوری میشود؛ جایی که هل و نبات، همانگونه که نسلهای گذشته میشناختند، بخشی از هویت نوشیدنی را شکل میدهند.
پس از آن، عصاره قهوه با فناوری پیشرفته خشکسازی به پودر فوری تبدیل میشود تا مصرفکنندگان در هر نقطه جهان بتوانند تنها در چند لحظه، طعم اصیل قهوه یزدی را تجربه کنند.
تمام این فرآیند حاصل سالها تحقیق و نوآوری است و بخشی از فناوریهای توسعهیافته آن در قالب مالکیتهای فکری و ثبت اختراع به ثبت رسیده است.
اما هدف ما فقط تولید یک محصول نیست.
ما مأموریتی بزرگتر داریم.
میخواهیم نام یزد، این شهر سه هزار ساله و نخستین شهر خشتی جهان، در کنار میراث ارزشمند قهوه یزدی به جهان معرفی شود.
میخواهیم هر فنجان قهوه باباجی، سفیری برای فرهنگ، تاریخ و مهماننوازی مردم یزد باشد.
باباجی تنها یک برند قهوه نیست.
ادامه راه مردی است که باور داشت ارزشمندترین چیزهای دنیا با صبر، عشق و اصالت ساخته میشوند.
و ما هنوز همان مسیر را ادامه میدهیم.
از قلب یزد،
برای تمام جهان.




